آیا خرید VPS در کانادا واقعاً ضروری است؟
بسیاری تصور میکنند میزبانی سرور در کانادا تأثیر چشمگیری بر سرعت دارد. در این مطلب بررسی میکنیم که چرا تنها دلیل منطقی برای این انتخاب، انطباق با قانون PIPEDA است.
آیا VPS شما باید در کانادا باشد؟
انتخاب میزبانی VPS در کانادا زمانی منطقی است که قانون یا قراردادی حکم کند دادهها باید در خاک کانادا باقی بمانند. این تنها دلیل قطعی است. زمان رفتوبرگشت (RTT) از یک اتصال خانگی در تورنتو به یک دیتاسنتر در نیویورک حدود 18 میلیثانیه است، در حالی که این مقدار برای دیتاسنتری در تورنتو تقریباً 3 میلیثانیه است؛ تقریباً هیچ برنامهٔ وبمحوری نمیتواند تفاوت این دو را تشخیص دهد.
سه عامل کاربران را به سمت سرورهای کانادایی سوق میدهد. اقامتگاه داده (Data residency) یک الزام قانونی است و بهتنهایی تکلیف را روشن میکند. تأخیر (Latency) قابلاندازهگیری است و معمولاً کمتر از آن چیزی است که افراد تصور میکنند. پرداخت صورتحساب به دلار کانادا نیز برای حسابدار شما یک مزیت است. پیش از آنکه به هر فاکتور دیگری توجه کنید، بررسی کنید که آیا مورد اول شامل حال شما میشود یا خیر.
این مطلب نحوهٔ عملکرد کلی قوانین را توضیح میدهد. این متن مشاورهٔ حقوقی نیست. اگر سازمان شما تحت قوانین حریم خصوصی خاصی است، پاسخ نهایی را باید از مشاور حقوقی خود دریافت کنید.
محل نگهداری دادهها: تنها الزام قطعی
قانون PIPEDA (قانون حفاظت از اطلاعات شخصی و اسناد الکترونیکی) قانون حریم خصوصی بخش خصوصی فدرال در کانادا است و الزامی برای باقی ماندن اطلاعات شخصی در داخل کشور ندارد. این قانون، ارسال داده به یک پردازشگر در خارج از کشور را به عنوان انتقال برای پردازش در نظر میگیرد: سازمان شما همچنان مسئول دادهها باقی میماند، پردازشگر باید سطح حفاظتی قابل مقایسهای ارائه دهد و شما باید شفافیت لازم را در مورد این فرآیند با افراد داشته باشید. دفتر کمیسر حریم خصوصی در سال 2019 در مورد سختگیرانهتر کردن این موضوع مشورت کرد اما در نهایت بر موضع فعلی خود باقی ماند. بنابراین، ادعای رایجی که میگوید PIPEDA مستلزم نگهداری دادهها در کانادا است، نادرست است؛ اگرچه بسیاری از متون تبلیغاتی سرویسهای میزبانی آن را تکرار میکنند.
قوانین واقعی مربوط به محل نگهداری دادهها وجود دارند، اما در حوزههای محدودتری اعمال میشوند:
- قانون 25 کبک مستلزم انجام ارزیابی پیش از ارسال اطلاعات شخصی به خارج از استان است و اطلاعات باید در مقصد نیز از حفاظت کافی برخوردار باشند. این مقرره از سپتامبر 2023 اجرایی شده است. این یک فرآیند اداری و تصمیمی است که باید بتوانید از آن دفاع کنید، نه یک ممنوعیت مطلق.
- قوانین بخش عمومی، نهادهای دولتی و شرکتهایی که به آنها خدمات میدهند را ملزم میکند. قانون PIIDPA در نوا اسکوشیا، ذخیرهسازی اطلاعات شخصی در خارج از کانادا را محدود میکند. قانون FIPPA در بریتیش کلمبیا نیز تا پیش از اصلاحیه سال 2021 که اجازه ذخیرهسازی خارجی پس از ارزیابی را صادر کرد، قانون مشابهی داشت.
- پروژههای دولت فدرال از دستورالعمل ابری دولت کانادا پیروی میکنند که مستلزم نگهداری دادههای با سطح امنیتی Protected B و بالاتر در داخل کانادا است.
- قوانین حریم خصوصی سلامت در استانها، شرایط خاص خود را برای محل نگهداری سوابق پزشکی اضافه میکنند که این شرایط در هر استان متفاوت است.
- قراردادهای مشتریان و مناقصات عمومی در عمل رایجترین عامل تعیینکننده هستند. پرسشنامهای امنیتی که در آن قید شده "دادهها در حالت سکون در کانادا باشند"، به اندازه یک قانون برای شما الزامآور است، زیرا شما آن را امضا کردهاید.
آزمون عملی ساده است. آیا میتوانید به بند مربوطه اشاره کنید؟ اگر هیچکس در سازمان شما نتواند قانون یا قراردادی را نام ببرد که در آن نام کانادا ذکر شده باشد، پس انتخاب شما صرفاً بر اساس تأخیر شبکه (latency) و قیمت است.
آیا دیتاسنتر کانادایی خارج از دسترس قانونی ایالات متحده است؟
بهتنهایی خیر. قانون CLOUD Act ایالات متحده (قانون شفافسازی استفاده قانونی از دادهها در خارج از کشور)، دادههایی را که در اختیار، تحت نظارت یا کنترل یک ارائهدهنده آمریکایی باشد، فارغ از محل قرارگیری سختافزار، پوشش میدهد؛ بنابراین یک منطقه در تورنتو که توسط یک شرکت آمریکایی اداره میشود، در محدوده این قانون قرار دارد. اگر نیاز واقعی شما مربوط به فرآیندهای قانونی خارجی است و نه جغرافیا، آنچه اهمیت دارد این است که چه کسی سرویس را اداره میکند و چه کسی کلیدهای رمزنگاری را در اختیار دارد. آدرس کانادایی ساختمان بهتنهایی پاسخگوی این مسئله نیست.
مسیریابی دومین نکته غافلگیرکننده است. ترافیک بین دو شهر کانادایی اغلب از ایالات متحده عبور میکند، زیرا از نظر تاریخی، peering ارزان در آنجا قرار داشته است. محققان به این پدیده مسیریابی بومرنگ (boomerang routing) میگویند. پیش از آنکه به کسی اطمینان دهید که بستههای شما هرگز از کشور خارج نمیشوند، یک traceroute اجرا کنید.
traceroute vps.example.comنامهای hop شامل کدهای شهری مانند nyc، chi یا ash هستند. این نامها صرفاً راهنما هستند و ممکن است قدیمی شوند؛ بنابراین آنها را به عنوان دلیلی برای پرسش از ارائهدهنده خود در نظر بگیرید، نه به عنوان مدرک قطعی. برای دادههای در حال انتقال، پاسخ مطمئن، رمزنگاری تحت کنترل شماست، نه یک نقشه. اگر به دنبال یک مسیر خصوصی بین ماشینهای خود هستید، یک WireGuard VPN خودمیزبان مسیری را در اختیار شما قرار میدهد که اهمیتی نمیدهد فیبر نوری از کدام کشور عبور میکند.
تأخیر (Latency): آن را اندازهگیری کنید، فرض نکنید
سرعت نور در فیبر نوری حدود 200 کیلومتر در هر میلیثانیه است، بنابراین هر 100 کیلومتر مسافت، پیش از در نظر گرفتن تجهیزات، تقریباً 1 میلیثانیه به زمان رفت و برگشت (RTT) اضافه میکند. فاصله تورنتو تا ونکوور در خط مستقیم حدود 3400 کیلومتر است و از طریق کابل بیشتر هم میشود، که کف تأخیر را به حدود 40 میلیثانیه میرساند. مسیرهای واقعی معمولاً تأخیر بیشتری دارند.
The data behind this chart
[
{
"label": "Toronto",
"rtt_ms": 3
},
{
"label": "Montreal",
"rtt_ms": 12
},
{
"label": "New York",
"rtt_ms": 18
},
{
"label": "Chicago",
"rtt_ms": 24
},
{
"label": "Northern Virginia",
"rtt_ms": 26
},
{
"label": "Dallas",
"rtt_ms": 42
},
{
"label": "Vancouver",
"rtt_ms": 62
},
{
"label": "London",
"rtt_ms": 88
},
{
"label": "Frankfurt",
"rtt_ms": 98
}
]اینها ارقام معمول منتشرشده برای یک خط مصرفکننده با اتصال مناسب در تورنتو هستند. این اعداد یک نقطه شروعاند، نه یک تضمین. ارقام اختصاصی شما به شبکه دسترسی و peering ارائهدهنده خدماتتان بستگی دارد و در ساعات مختلف شبانهروز تغییر میکنند.
دو ردیف در این دادهها ارزش دو بار خواندن را دارند. تورنتو تا مونترال حدود 12 میلیثانیه است؛ آنقدر نزدیک که این دو شهر برای اکثر اهداف، یک منطقه واحد محسوب میشوند. تورنتو تا ونکوور حدود 62 میلیثانیه است که دورتر از تورنتو تا ویرجینیای شمالی با 26 میلیثانیه است. «در کانادا بودن» به معنای «نزدیک بودن به کاربران» نیست.
در هر صورت، «مایل آخر» (last mile) معمولاً تعیینکننده است. فیبر خانگی چند میلیثانیه اضافه میکند. کابل در زمان شلوغی شبکه، تأخیر بیشتری ایجاد میکند. یک اتصال موبایل بهتنهایی دهها میلیثانیه تأخیر میافزاید. یک کاربر موبایل در تورنتو ممکن است تأخیر 50 میلیثانیهای تا سروری در همان شهر داشته باشد و انتقال آن سرور به نیویورک، تجربه کاربری او را تنها چند درصد تغییر میدهد.
نحوه تست تأخیر از موقعیت مکانی کاربران
ابتدا مشخص کنید کاربران شما واقعاً کجا هستند. ابزارهای تحلیل (analytics) شما، نشستها را بر اساس شهر یا منطقه دستهبندی کردهاند. بهجای حدس زدن از موقعیت دفتر خود، آن دادهها را بخوانید.
سپس از همانجا اندازهگیری کنید. شما نمیتوانید تأخیر ونکوور را از پشت میزی در اتاوا تست کنید. یک VPS ساعتی در شهر مقصد اجاره کنید، بیست دقیقه از آن استفاده کنید و سپس آن را حذف کنید. از یک همکار یا مشتری بخواهید یک دستور را اجرا کند. یا از شبکه اندازهگیری رایگان RIPE Atlas در https://atlas.ripe.net استفاده کنید که دارای پروبهایی در شهرهای کانادا است و به شما امکان میدهد از آنجا دستور ping اجرا کنید.
sudo apt update && sudo apt install -y mtr-tiny traceroute iperf3
ping -c 20 vps.example.comدو خط آخر را بخوانید.
20 packets transmitted, 20 received, 0% packet loss, time 19031ms
rtt min/avg/max/mdev = 17.412/18.006/19.882/0.594 msavg عدد اصلی است. mdev نشاندهنده jitter یا نوسان تأخیر بین بستههاست. هرگونه packet loss در یک مسیر کوتاه، خطایی است که ارزش بررسی دارد. jitter بالا به تماسهای صوتی و بازیها بیش از یک میانگینِ کمی بالاتر آسیب میزند، زیرا گیرنده باید برای بدترین بسته بافر ایجاد کند، نه بسته معمولی.
mtr --report --report-cycles 50 vps.example.commtr میزان loss را برای هر hop چاپ میکند. اگر با خطای مجوز مواجه شد، آن را با sudo اجرا کنید. hopهای میانی معمولاً loss نشان میدهند که واقعی نیست، زیرا روترها به پاسخهای ICMP که خودشان تولید میکنند، کمترین اولویت را میدهند. تنها lossای که تا خط نهایی ادامه مییابد، همان lossای است که ترافیک شما متحمل میشود. ابتدا سطر آخر را بخوانید و سپس به سمت بالا حرکت کنید.
هنگامی که ICMP مسدود یا rate limit شده است، پروتکل واقعی را زمانبندی کنید.
curl -o /dev/null -s -w 'dns=%{time_namelookup} connect=%{time_connect} tls=%{time_appconnect} ttfb=%{time_starttransfer} total=%{time_total}\n' https://vps.example.com/هر فیلد، مجموع ثانیهها از شروع درخواست است. connect منهای dns برابر با یک round trip پروتکل TCP است. tls منهای connect برابر با handshake است. ttfb منهای tls برابر با یک round trip دیگر بهعلاوه زمانی است که برنامه شما برای پاسخدهی صرف کرده است. آن فاصله آخر جایی است که اکثر سایتهای کند، زمان خود را از دست میدهند. یک ttfb معادل 0.8 ثانیه در یک مسیر کوتاه، یک مشکل نرمافزاری است و انتقال سرور به شهری دیگر تأثیری بر آن نخواهد داشت.
برای سنجش throughput، سرور را روی VPS و کلاینت را از سمت کاربر اجرا کنید. iperf3 روی پورت TCP 5201 گوش میدهد، بنابراین برای تست پورت را با ufw باز کنید و پس از اتمام کار، آن را ببندید.
iperf3 -siperf3 -c vps.example.com -t 20
iperf3 -c vps.example.com -t 20 -R
iperf3 -c vps.example.com -t 20 -P 8-R جهت را معکوس میکند، بنابراین شما دانلود و آپلود را اندازهگیری میکنید. -P 8 هشت جریان موازی باز میکند. اگر هشت جریان بسیار سریعتر از یک جریان باشد، محدودیت مربوط به پنجره TCP در یک مسیر طولانی است، نه خودِ لینک؛ زیرا یک جریان واحد در هر round trip فقط میتواند یک پنجره را حمل کند. همان پنجره در مسیر ونکوور تقریباً یکسومِ مسیر نیویورک داده جابهجا میکند. پشتیبانگیریهای راه دور نیز همینگونه رفتار میکنند، به همین دلیل است که پشتیبانگیری خارج از سایت با restic حتی روی یک خط سریع، در برابر یک مقصد دوردست کند به نظر میرسد.
در حالی که iperf3 کار میکند، یک ping را در ترمینال دوم باز نگه دارید. اگر round trip در طول انتقال از 20 میلیثانیه به 300 میلیثانیه افزایش یابد، این مشکل bufferbloat در تجهیزات دسترسی خودتان است و هیچ موقعیت دیتاسنتری آن را حل نمیکند.
بیش از یک بار اندازهگیری کنید و در ساعات شب تست انجام دهید. ازدحام شبکه در ساعت 9 شب عددی است که کاربران شما با آن زندگی میکنند. عدد ساعت 4 صبح همان چیزی است که یک صفحه فروش ترجیح میدهد به آن استناد کند.
معنای زمان رفت و برگشت (RTT) برای بار کاری شما
یک بارگذاری صفحه سرد، پیش از آنکه مرورگر بتواند چیزی را نمایش دهد، چهار رفت و برگشت (round trip) را سپری میکند.
The data behind this chart
[
{
"label": "DNS lookup",
"toronto_to_new_york_ms": 18,
"toronto_to_vancouver_ms": 62
},
{
"label": "TCP handshake",
"toronto_to_new_york_ms": 18,
"toronto_to_vancouver_ms": 62
},
{
"label": "TLS 1.3 handshake",
"toronto_to_new_york_ms": 18,
"toronto_to_vancouver_ms": 62
},
{
"label": "Request and first byte",
"toronto_to_new_york_ms": 18,
"toronto_to_vancouver_ms": 62
},
{
"label": "All four round trips",
"toronto_to_new_york_ms": 72,
"toronto_to_vancouver_ms": 248
}
]جستجوی DNS به یک resolver میرود، نه مستقیماً به سرور شما، و معمولاً کش میشود؛ بنابراین در بازدیدهای بعدی (warm visit) این مرحله حذف میگردد. اگر از ابتدا تا انتها محاسبه کنیم، یک بارگذاری سرد در مسیر نیویورک با 72 میلیثانیه تأخیر و در مسیر ونکوور با 248 میلیثانیه تأخیر شروع میشود. هر دوی این ارقام در مقایسه با یک کوئری دیتابیس 400 میلیثانیهای ناچیز هستند. هنگامی که اتصال برقرار شد، HTTP/2 و HTTP/3 درخواستهای متعددی را همزمان از طریق آن منتقل میکنند، بنابراین این هزینه بهجای هر فایل، فقط یکبار پرداخت میشود. داراییهای ایستا (static assets) را روی یک CDN قرار دهید تا موقعیت جغرافیایی سرور اصلی برای آنها بیاهمیت شود؛ به همین دلیل است که یک بازدیدکننده اروپایی با وجود 98 میلیثانیه فاصله تا تورنتو، همچنان میتواند صفحه را سریع دریافت کند.
بازیهای چندنفرهٔ بلادرنگ (real-time) دقیقاً برعکس هستند، زیرا تجربهٔ بازی همان زمان رفت و برگشت است. تأخیر زیر 50 میلیثانیه در بازیهای اکشن سریع، حس آنی بودن میدهد؛ بازیکنان از حدود 80 میلیثانیه متوجه تأخیر میشوند و پس از 120 میلیثانیه، سرور را مقصر میدانند. در اینجا، انتخاب منطقه (region) مستقیماً تعیین میکند که آیا محصول کیفیت لازم را دارد یا خیر. سرورهای بازیهای کندتر، بسیار بخشندهتر هستند؛ بنابراین اجرای یک سرور Minecraft روی یک VPS میتواند فواصلی را تحمل کند که یک بازی تیراندازی را خراب میکند.
دیتابیسها جایی هستند که انتخاب نادرست منطقه، آسیب واقعی وارد میکند. هرگز اپلیکیشن را در یک منطقه و دیتابیس آن را در منطقه دیگری قرار ندهید. هر کوئری یک رفت و برگشت است. صفحهای که 40 کوئری ارسال میکند، 40 بار این هزینه را میپردازد: با 18 میلیثانیه برای هر کوئری، این یعنی بخش بزرگی از یک ثانیه، و با 62 میلیثانیه برای هر کوئری، این زمان به بیش از دو ثانیه میرسد، در حالی که همان صفحه با دیتابیس روی همان سرور، تنها 30 میلیثانیه زمان نیاز داشت. Replication ناهمگام (asynchronous) به منطقه دیگر برای read replicaها و بازیابی فاجعه (disaster recovery) مناسب است. Commit همگام (synchronous) در یک مسیر طولانی، آن تأخیر را به تکتک عملیاتهای نوشتن اضافه میکند.
نشستهای تعاملی (interactive sessions) در وضعیت میانی قرار دارند. SSH تا حدود 100 میلیثانیه راحت است و بالاتر از آن کند به نظر میرسد، زیرا هر ضربه کلید منتظر میماند تا بازخورد آن برگردد. mosh بهصورت محلی پیشبینی (predict) میکند و بیشتر این تأخیر را پنهان میسازد. Webhookها و APIهای داخلی همیشه باید در همان منطقهای باشند که سرویس فراخواننده آنها قرار دارد.
صورتحساب، ارز و مالیات
پرداخت به دلار کانادا از کارمزد تراکنشهای ارزی که صادرکننده کارت شما دریافت میکند (که تا اوت 2026 معمولاً حدود 2.5% است) جلوگیری میکند و حسابداری شما را در یک ارز واحد نگه میدارد. یک ارائهدهنده کانادایی فاکتورهایی با GST یا HST صادر میکند که یک کسبوکار ثبتشده میتواند آن را بهعنوان اعتبار مالیاتی ورودی (input tax credit) مطالبه کند. این یک مسئله مالی با پاسخ مالی است و هرگز نباید تعیینکننده مسیر حرکت بستههای شبکه باشد. برای اطلاع از هزینه واقعی یک سرور و نحوه مقایسه طرحها بدون گرفتار شدن در قیمتهای تمدید، هزینه واقعی ماهانه یک VPS را مطالعه کنید.
هزینههای بازار کوچکتر
کانادا در مقایسه با ایالات متحده بازار میزبانی کوچکتری دارد و توصیههای صادقانه شامل مواردی است که در این مسیر از دست میدهید.
- تعداد ارائهدهندگان کمتری برای جذب بودجه شما رقابت میکنند، بنابراین قیمت هر گیگابایت RAM یا دیسک برای یک کلاس مشابه از ماشین، معمولاً بالاتر است.
- ظرفیتها در تورنتو و مونترال متمرکز شدهاند و در ونکوور و کلگری کمتر هستند. داشتن یک منطقه دوم در کانادا برای failover اغلب به معنای طی کردن مسیری طولانی یا خروج از کشور است.
- یک میزبان منطقهای کوچک ممکن است تنها در یک ساختمان و با یک یا دو ارائهدهنده بالادستی (upstream carrier) فعالیت کند. بپرسید چند ارائهدهنده وجود دارد و در صورت خرابی یکی از آنها چه اتفاقی میافتد.
- تنوع سختافزار محدودتر است. یافتن instanceهای بزرگ و ماشینهای دارای GPU در مناطق ایالات متحده آسانتر است، بنابراین ممکن است یک GPU VPS با اندازه و در شهر مورد نظر شما وجود نداشته باشد.
- پشتیبانی در یک میزبان کوچک یک پرسش واقعی است، نه یک شعار تبلیغاتی. بپرسید چه زمانی یک نیروی انسانی پاسخگو در دسترس است.
مونترال از نظر قیمت یک استثناست. انرژی برقآبی کبک ارزان است و زمستانها هزینههای سرمایش را کاهش میدهد، بنابراین منطقه مونترال ظرفیت زیادی را با نرخهایی رقابتی با مناطق ایالات متحده ارائه میدهد. اگر نیاز شما «کانادا» است و نه یک شهر خاص، از آنجا شروع کنید.
اگر ردههای VPS کانادایی برای حجم کاری شما کوچک به نظر میرسند، پیش از آنکه نتیجه بگیرید مشکل از کشور است، یک VPS را با یک سرور اختصاصی مقایسه کنید.
چه زمانی میزبانی VPS در کانادا انتخاب درستی است
- یک قانون، قرارداد یا سیاست بخش عمومی، کانادا را الزامی میکند. در کانادا میزبانی کنید. هیچ مورد دیگری در این نوشته در این شرایط صدق نمیکند و شما باید تعهد مربوط به محل استقرار دادهها را بهصورت کتبی از ارائهدهنده دریافت کنید.
- کاربران شما در یک کلانشهر کانادا ساکن هستند و بار کاری شما به تأخیر (latency) حساس است: بازیهای چندنفره، سرویسهای صوتی، دسکتاپ از راه دور یا معاملات آنلاین. در نزدیکترین شهر میزبانی کنید و پیش از امضای هرگونه قرارداد، هر دو گزینه را اندازهگیری کنید.
- کاربران شما در سراسر کشور پراکندهاند. تورنتو یا مونترال بیشترین سهم از جمعیت را پوشش میدهند و استفاده از یک CDN برای داراییهای ایستا (static assets)، برای کاربری که در ونکوور است، تأثیر بیشتری نسبت به جابهجایی سرور اصلی (origin) دارد.
- سایر موارد، که شامل اکثر سناریوها میشود. بر اساس قیمت و سختافزاری که واقعاً دریافت میکنید تصمیم بگیرید، سپس بررسی کنید که پشتیبانی در ساعت 2 بامداد چگونه است. ابتدا کاندیدای مورد نظر را بنچمارک کنید، زیرا دو پلن با مشخصات فنی یکسان، لزوماً عملکرد مشابهی ندارند: نحوه بنچمارک صحیح یک VPS.
هر مسیری را که انتخاب میکنید، دلیل آن را در کنار تصمیم خود یادداشت کنید. نفر بعدی که میپرسد آیا این سرویس باید در کانادا باشد، سزاوار پاسخی دقیقتر از حدس و گمان است؛ و اگر پاسخ زمانی یک بند از قرارداد بوده باشد، کسی باید بتواند دوباره آن را پیدا کند. هنگامی که سرور ایجاد شد، ده دقیقه اول در یک VPS جدید اهمیت بسیار بیشتری برای امنیت شما نسبت به شهر محل استقرار آن خواهد داشت.
FAQ
آیا قانون PIPEDA الزام میکند که دادههای من در کانادا باقی بمانند؟
خیر. قانون حفاظت از اطلاعات شخصی و اسناد الکترونیکی (PIPEDA) هیچ قانون اقامت دادهای برای بخش خصوصی ندارد. ارسال اطلاعات شخصی به یک پردازشگر در کشور دیگر، انتقال برای پردازش محسوب میشود: سازمان شما همچنان مسئول دادهها باقی میماند، پردازشگر باید از دادهها به شکلی مشابه محافظت کند و شما باید شفافیت لازم را در مورد این موضوع با افراد داشته باشید. دفتر کمیسر حریم خصوصی در سال 2019 در مورد تغییر این موضع مشورت کرد و سپس آن را حفظ نمود. الزامات اقامت داده از جای دیگری ناشی میشوند: ارزیابی قانون 25 کبک، قوانین بخش عمومی مانند قانون PIIDPA نوا اسکوشیا، دستورالعمل ابری دولت کانادا، یا بندی در قرارداد مشتری خودتان.
آیا کاربران کانادایی متوجه وجود سرور در ایالات متحده خواهند شد؟
برای یک برنامه وب معمولی، خیر. رفت و برگشت شبکه از تورنتو به نیویورک حدود 18 میلیثانیه و به ویرجینیای شمالی حدود 26 میلیثانیه است که هر دو از مسیر تورنتو به ونکوور با 62 میلیثانیه کوتاهتر هستند. کاربران زمان پاسخگویی سرور و حجم صفحه را بسیار زودتر از 20 میلیثانیه تأخیر شبکه حس میکنند. آنها این تأخیر را در بازیهای بلادرنگ، تماسهای صوتی و هر چیزی که در آن یک نفر به واکنش نفر دیگر وابسته است، حس خواهند کرد.
آیا مرکز داده کانادایی خارج از دسترس قوانین ایالات متحده است؟
نه لزوماً. قانون CLOUD ایالات متحده به دادههایی که در اختیار، تحت نظارت یا کنترل یک ارائهدهنده آمریکایی باشد دسترسی دارد، صرفنظر از اینکه سرور در کجا قرار گرفته است؛ بنابراین یک منطقه کانادایی که توسط یک شرکت آمریکایی اداره میشود همچنان تحت پوشش این قانون است. اگر نگرانی اصلی شما فرآیندهای حقوقی خارجی است، به جای آدرس ساختمان، بررسی کنید که چه کسی سرویس را اداره میکند و چه کسی کلیدهای رمزنگاری را در اختیار دارد. رمزنگاری با کلیدهایی که خودتان نگه میدارید، آنچه را که یک ارائهدهنده قادر به تحویل دادن آن است، تغییر میدهد.
چگونه تأخیر را از شهری که در آن زندگی نمیکنم اندازهگیری کنم؟
یک VPS ساعتی در آن شهر اجاره کنید، ping -c 20 و mtr --report --report-cycles 50 را به سمت سرور خود اجرا کنید و سپس آن را حذف نمایید. شبکه RIPE Atlas یک جایگزین رایگان است که پروبهایی در شهرهای کانادا دارد. اگر ICMP مسدود است، درخواست واقعی را با curl -o /dev/null -s -w '%{time_connect} %{time_starttransfer}\n' https://your.server/ زمانبندی کنید که زمان رفت و برگشت TCP و زمان کامل تا دریافت اولین بایت را به شما میدهد.